آمر دیپارتمنت مدیریت دولتی، دانشگاه بین المللی المصطفی - کابل
10.22034/sm5.2024.100507
چکیده
هرچند قدرت[1] اغلب با مفاهیمی مانند استبداد، خشونت، زور، ترور و امثال آن همراه بوده و حتی گاهی قدرت فسادآور تلقی شده و گفته میشود که قدرت مطلق به معنای فساد مطلق است؛ اما قدرت الزاماً مفهوم بدی نیست، بلکه تابع نوع بهرهبرداری از آن است. مفهوم قدرت با مفهوم سازمان و مدیریت (رهبری) ارتباطمعنادار دارد؛ زیرا قدرت از ابزارهایی است که مدیر سازمان با استفاده از آن بر رفتار دیگران اثر میگذارد. ازنظر وبر کاریزما همان موهبت آسمانی یا هدیهای خدادادی یا ویژگی استثنایی است که بهوسیله آن، فردی در جایگاه مدیر و رهبری قرار میگیرد. سلطه چنین رهبری از ظرفیتهای خارقالعاده او ناشی میشود. اهمیت تحقیق حاضر در این است که ضمن بررسی جایگاه قدرت در سازمان و مدیریت، انواع قدرت سازمانی و کاربرد آن را تجزیهوتحلیل کرده، ارتباط قدرت و اختیار را تبیین نموده و تعامل متقابل این دو مفهوم را با سیاست نیز با بهرهگیری از روش توصیفی _ تحلیلی تشریح کرده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که قدرت در سازمان و مدیریت کاربرد معنادار دارد، سیاست سازمانی یک پدیده طبیعی است و تغییرات سازمانی کمک مهمی در راستای کنترل رفتار سیاسی سازمان و مدیریت میکند.
[1]. power